آوین در خانه جدید
آوین جون از همسایگی بابا سهراب در اومد وهمسایه بابا بیژن شد.
یه خونه بزرگ و قدیمی و با صفا . اینجا حسابی بازی میکنی. دوتا درخت انجیر داریم که تا میری تو حیاط میگی انج یعنی انجیر .
انجیر خوردنت هم دیدن داره.




اینجا هم تو دل مرداد هوا بارونی شد و به حدی سرد شد که متوسل شدیم به لباسای پاییزی. اما امان از شرجی بعد از این بارون.

چقدر خوشحالی که بارون اومده.

اینم درخت ازگیل زیر بارون


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آوین در خانه جدید
