آوین جونآوین جون، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

خاطرات آوین جون

خیاط باشی!

سلام دوستای گلم! امروز با یه آموزش جدید در خدمتتون هستم.امروز میخوام بهتون یاد بدم چطور مانع خیاطی کردن ماماناتون بشید. اول از همه میرید سراغ  نخ.     وقتی سر نخ دستتون اومد اونو بکشید تا نخ از سوزن در بیاد.     حالا اگه در حین کار با عامل باز دارنده ای( مثل مامان) مواجه شدید  یه اخم کوچولو بکنید تا حساب کار دستش بیاد البته خیلی تند نرید که مامان رو ناراحت کنید. تا این مرحله که پیش رفتید کافیه چون دیگه مامانه از ادامه کارش منصرف شده  و احتمالا بند وبساط خیاطی رو جمع میکنه.  چه معنی داره با وجود سرگرمی هایی مثل ما اونا مشغول کار...
22 فروردين 1392

آشپز باشی

طز تهیه پیاز پلو: اول از همه میریم سراغ سبد سیب زمینی و پیاز بعد یه نگاه به دور و برمون میندازیم که کسی این اطراف نباشه. بعد چند تا از پیازها یا سیب زمینی یا هرچی که دم دستتون بود رو میندازید تو سطل برنج.  به همین سادگی و به همین خوشمزگی!!!!!!     ...
22 فروردين 1392

خوش تیپ خانم!

مامانم همیشه میگه من خوش تیپ ترین دختر دنیا هستم راست میگه دیگه مامانا همیشه فکر میکنن بچشون خوشتیپ ترین و خوشگل ترین و زرنگ ترین بچه دنیاست.    ...
22 فروردين 1392

خونه خاله!

اینجا اولین سفری هست که آوین جون داشته اونم به خونه خاله محبوب خیلی خوش گذشت. آوین جون در حال ننواختن گیتار و سنتور. عمو عادل خیلی به آوین جون لطف داره اما نمیدونم چرا آوین با عمو عادل غریبی میکنه و هر وقت عمو عادل بغلش میکنه میزنه زیر گریه اینم نمونش. ولی عمو عادل از دست من دلخور نشو وقتی بزرگ شدم دوستای خوبی برای همدیگه میشیم مگه نه.     ...
22 فروردين 1392

به چه مناسبت؟

این شیرینی ها به یه مناسبتی هست که اگه لازم شد بعدا میگم!!!!!!! فعلا تصاویر رو داشته باش. دلم میخواد اینجوری شیرینی بخورم...     ...
22 فروردين 1392

مسابقه ضیافت پنجره ها...

چند وقت پیش یه مسابقه تو برنامه خانه مهر از شبکه جهانی جام جم برگزار شده بود با نام ضیافت پنجره ها. تو این مسابقه قراربود که از منظره بیرون پنجره ها عکس بگیرند وبفرستند ما هم از این پنجره مون عکس گرفتیم از بین عکس های اسال شده 6 عکس به عنوان عکسهای برگزیده انتخاب شدن . دوتا از این عکسها از آلمان یکی از فلوریدا یکی از ایتالیا یکی هم از تهران و یکی هم این عکس ما بود از فریدونکنار خیلی خوشحال شدم از اینکه عکس ما هم از عکسای منتخب بوددددددددددددد. آوین جون علاقمند به پرنده ها همیشه پشت پنجره می ایسته و این منظره رو تماشا میکنه. حتی شرایط نامساعد جوی نمیتونه آوین جون رو از تماشای این منظره جالب منصرف کنه. ...
22 فروردين 1392

یه مورچه بود که بد نبود!!

بابایی علاقه زیادی به کتاب داره از قبل از تولدت تا الان که یک سالت هست کلی کتاب و CD برات خریده باید به فکر تهیه یک کتابخونه خصوصی برات باشیم. این دوتا کتاب بزرگ رو وقتی بابا جون برات خرید کلی ذوق کردی البته ناگفته نمونه مامانی هم خیلی از این کتابا خوشش اومده بود. اسم این دوتا کتابم :یه مورچه بود که بد نبود و هلویی بود انقدری... کتاب رو که برات باز میکنیم با انگشت کوچولوت تصویراشو نشون میدی و میگی اووووووووو. بابایی با این کتابا برات یه چاردیوای میسازه و تو هم میری توش قایم باشک بازی میکنی.   ...
22 فروردين 1392

تولد یکسالگی آوین جون

دختر گلم تولد یکسالگیت مبارک ایشالا هزار سال سلامت و شاد و سرزنده باشی. وقتی اتاق رو تزیین میکردم همش به بادکنک هایی که به سقف چسبیده بودن نگاه میکردی فدات شم گلم. اینم بادکنک هایی که بهشون خیره شدی. خیلی ها این عکست رو دوست داشتن و خواستن که بهشون بدیم ما هم با یه تیر دو نشون زدیم :تقویم سال 92 با عکس آوین جون و به عنوان یادگاری تولدت یا به اصطلاح گیفت به مهمونا هدیه دادیم.  تدارکات سیستم صوتی هم با دایی مهدی بود. اینم از ریسمان عکس های منتخب یکسالگیت. البته یادم نبود از این ریسمان یه عکس درست و حسابی بگیرم ولی عکسایی که از یک سالگیت انتخاب و چاپ کردیم اینا بودند. ...
16 فروردين 1392

چسب زدن کشوها

مدتی بود میرفتی سراغ کشوها و میکشیدی بعد دستای نازت میرفت تو کشوها و دردت می گرفت منم مجبور شدم در کشوها رو بچسبونم تو هم شاکی شدی که چرا در کشو رو نمیتونی باز کنی. ...
22 بهمن 1391

نون کوهی

اینجا که میبینی نون کوهی درست کرده بودم و منتظر بودم تا بابایی بیاد تا افتتاحش کنیم اما دیگه شکممون گولمون زد و من و آوین جون یه گوشش رو خوردیم. نوش جونمون!   ...
22 بهمن 1391