آوین جونآوین جون، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره

خاطرات آوین جون

حمام

آوینم عاشق حمام کردنی. روزی چند بار هم حمام بری سیر نمیشی گلم. به حمام میگی حم. وقتی میگیم سر مامانی و بابایی رو بشور رو سرمون دست میکشی و میگی ش ش ش ش ش... یه تشت آب تو حیاط وآب بازی حسابی حالت رو جا میاره.   ...
6 تير 1392

مامان دوز

تصمیم دارم تو این قسمت عکس لباسایی رو بذارم که برای دختر گلم میدوزم دونه دونه میپوشه خوشگل میشه مث دسته گل میشه... اینم جلیقه کفشدوزکی و دامن توتو که برای تولد یک سالگیت دوختم و دامن توتوی تولد یک سالگی اینم گل پا که هر چند که مامان دوز نبود ولی به سفارش مامانی که بود...     ...
24 خرداد 1392

بازی آوین و سانیا

اینجا سانیا مهمونت بود. اول که بهش توپ تعارف کردی... ولی بعدش پشیمون شدی . اینجاست که میگن تعارف اومد نیومد داره... حالا بکش بکشی شد سر این توپه همراه با جیغ بنفش آوین جون و گریه های سانیا جون... یهو توپ رو کشیدی و سانیا پرت شد رو زمین... اینجا هم احتمالا از اینکه پیروز شدی احساس غرور میکنی...       ...
22 خرداد 1392